نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی
باران نمی داند که من دریایی از دردم ، به ظاهر گر چه می خندم
ولی اندر سکوتی تلخ می گریم
حتی از صدای سکوتت، حباب تنهایی ام می ترکد
می دونم خیلی احمقم
اما نتونستم جلوی خودمو بگیرم