به عاشق داده ای انگیزه دوست داشتن
به معشوق میدهی اندیشه ناز داشتن
یکی را می دهی امروز نقش صید بودن
همانا، دیروز ماهرترین صیاد بودن
یکی را خلق کرده ای چون بره ی
آسوده خفته میان گله ی
یکی دیگر در کمین آن بَرِه
بگیرد روزی همچون گرگی از گَلِه
یکی را شبی در پی عیاشی و نوش
همانا در یک سپیده در ماتم و سوگ
یکی را عمری در حسرت فرزند داشتن
دیگری مستعسل از بی شمار فرزند داشتن
یکی خود فروشد در قبال آوردن نان
دیگری آدم فروشد بدور از هر باور داشتن
یکی را می دهی واژه سلطان بودن
دیگری خوار و ذلیل، دردمند یا در بند بودن
תמריץ להיות מאוהב באהבה
רעיון חמוד לתת לאהובה שלך
יום אחד שייתפס
ואכן, אתמול להיות הצייד המיומן ביותר
אני זה שיצר את
לישון בנוחות בין בני עדה
מארב נוסף בשה
האם יום אחד כמו עדר זאבים
לילה אחד בהתהוללות ושתייה
הנני השחר של אבל ושכול
הבאת ילד לעולם היא אחד מהכמיהה של החיים
מספר עצום ילדים האחרים שיש
אחת מלחמו למכור עבור
עוד אחד מוכר את כל אמונה
האם דבריו של המלך
להשפיל ולדכא אחרים, סבל או לכלא
سلام







خوبی؟
چه جالب!!
قالب هامون مثل همه
زیبا بود
اما میشه بدونم شعر بود یا قسمتی از کتاب مقدستون؟
و یه سوال دیگه هم دارم...
میشه بپرسم چرا اسم وبلاگت رو گذاشتی پوریم؟
یعنی اون واقعه انقدر خوشحال کننده بوده؟
میشه لطف کنی بیایی وبم جواب بدی؟
ممنون که بهم سر زدی...
سلام
خوشحالم که اومدید
این فقط یه شعر بود.
متاسفانه پوریم در بین ایرانیها بدنام شده والا این طوری نیست که شماها فکر می کنید.واقعه پوریم فقط صهیونیسمفقط یه خاطراینکه با ایران دشمن است این واقعه را اینطوری جلوه داده.در حالی که اون واقعه فقط برای دفع کردن یهودیها بوده است. اگر می خواهی بهتر متوجه بشی در وبلاگم نوشتم می تونی اون جا بخونی درقسمت یادشت بیست وهشتم
یادداشت شصت و هفتم (شیطان فرعون) خیلی برام جالب بود
خواهش می کنم.
چشمهاتون زیبا می بینه.
ارشا جان هفت ساله ای؟
هفت ساله؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واااااییییی ارشا!!
















یادداشت شصت و چهارم (زندگی زیباست...) عالییییییی بود!!
گویا مربوط به شخصی غیر از خودت بود..
چقـــــدر نگاهش رو به زندگی ، خداوند و ماوراءالطبیعه دوست دارم
چقـــــدر دیدگاهش شبیه منه...
چقدر با حرفاش موافقم...
چقـــــدر به خودم میبالم که با این بندهء پاک خدا روی کرهء زمین هستم...
چقــــدر افتخار میکنم به بودن همچین فردی...
وااااااییی ارشا!!
از شدت ذوق و عشق... اشک از چشمام جاری شده...
خواهش میکنم اگر از نزدیکان خودته ، حتما بهش بگو من براش دعا میکنم...
من بهش افتخار میکنم...
واقعا برای برکت وجود نازنینش ارزش قائل هستم...
از خداوند میخوام ، که این دوست عزیز و پاک و روحانی رو هرچه زودتر شفا بده...
انشاالله...
ممنونم شما بزرگوارید!!!!
جالب بود
ادم رو به تفکر میندازه........
چقدر تفاوت!
---------
ببخشید جسارتا این چه زبانی است؟
این نوشته عبری است زبان یهودیها
سلام
شاید این شعر در زبان ابرو که نوشتید وزن داشته باشه
ولی در زبان فارسی از این نعمت محروم بود
می دونم
فقط دوست دارم مردم فارسی زبان هم آن را بخونند
منم آرزوی شادی برات دارم!!!
همیشه سبز سبز باشی...
شما لطف دارید!
تنهایی سهم کمی از زندگی نیست
باورهایمان بزرگ می شوند و خاطراتمان کم رنگ
ببین بر سر قاصدک های شهرمان چی آمده است
حباب شبنم گل سرخ را می گویم
عریان تر از کودکی مان سراغ ندارم
قصه بودن من و تو
شبی بود که مادر خوابش نمی برد
مثل همیشه زیبا بود ارشا جان
ممنونم!!
چشمهاتون زیبا می بینه!!!
امیدوارم همیشه پاینده باشی.
خوب بود
آپم رفیق بهم سر بزن به کردار من نکن تنهام.
ممنونم!
بزودی انتقام شما دشمنان مومنین و بشریت رو خدا خواهد داد
برامون مهم نیست شما چه جوری فکر می کنید.
چون می دونیم خدا خودش واقعیت را می دوند. همین برایمون بس است.
سرفراز وسر بلند باشید.