مادر چه زیبا بود لبخند تو وقت تولد من
اشک شوق تو برای راه رفتن من
بیم و هراس تو برای فردای من
هر نفس تو در گروه نبض جان من
چه تکیه گاه سخت و محکمی آغوشی گرم و دست نوازشگری
سینه ی پرشوری دل سوزی آسمونِ پر نوری
چه احساس با شکوهی فرشته ای زیبا و مهربانی
موجی از عشق الهی حرف هایت، صدایت ندای آسمانی
مادر چه صبور و شکیبایی چون کوه استواری
مرهم زخم هایی مونس و غمخواری تسلی بخش روانی
دوستی بی همتایی یاری وفاداری تنها رسئول خدایی
مادر چه بی خوابی ها کشیدی من آسوده بخوابم
نخوردی و مرا خوراندی گرسنه خوابیدی تا سیر بخوابم
ظلم و ستم ها دیدی خفت خواری ها کشیدی
جنگ و ستیز کردی سینه سپر کردی خطرها از من دور کردی
با تو چه آرامشی آسایشی چه امنیتی
سایه ی عطر آگینی نگاه پر مهری وازه های شیرینی
مادر چه زیبا بود لبخند تو وقت تولد من
איזה חיוך יפה כשאמא של הלידה שלי
הדמעות שלך לטיול שלי
אתה פאניקה לי מחר
כל נשימה שאתה בדופק החיים שלי
איך זרועות תמיכה נוקשות חמות ומלטפות
השמים מלאים בחזה אור שריפת לב סוער
איזו הרגשת מלאך יפה ועדין מרהיב
גל אלוהי אוהב את המילים שלך, הקול שלך מהדהד מן השמים
מהו הר של סבלנות ומשרד הורה חוסן
לרפא את הפצעים הנפשיים נשמה ונחמת חמלה
ידידות, נאמנות ייחודית לעזור האלוהי בלבד
נדודי שינה ולישון בנוחות למשוך את האמא שלי
אל תאכיל אותי, תאכיל את הרעבים, שוכב לישון
שפלה, עוני ודיכוי שהם ראו
סיכונים של פגוש אתה נלחם את לבי
מה אתה מרגיש בנוח עם האבטחה
ניחוח מתוק Gyny נראה מלא צל מילות
איזה חיוך יפה כשאמא של הלידה שלי
سلام ارشا جان
خوبی؟
نوروز مبارک
انشاالله روزهای پیش رو سرشار از نور عشق الهی باشه برات...
------
آپم
سال نو شما هم مبارک
حتماً بهت سر می زنم.
سلام
طبق معمول ک من اتفاقی ب ی وبلاگ پرت میشم اینبارهم اینطور شد البته یکم اختیارم همراهش بود
خوشحالم ک اختیاری اتفاقی اینجا فرود اومدم،عالی بود
ی جورایی مناسب احوالم ب یادأوری این موارد نیاز داشتم
ممنون وسیله
خوشحال میشم ب وبلاگ منم سر بزنید
دوست خوبم ممنون که بهم سر زدی
حتماً میام.
سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف،
یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض
هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هااست.
موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.
سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم،
در سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.
سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.
سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.
سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.
سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.
بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آن را با پریشان گوئی می شکنند.
سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.
شعرت خیلی زیباست.
خو شحال میشم که باز هم بهم سر بزنی.
ارشای عزیزم سلام
خوبین !
بهار مبارک .
خیلی وقته که ازت خبری نداشتم ..
دلم تنگ شده بود واسه اینجا و شعرهای قشنگش
امیدوارم همیشه سلامت باشین
منم همینطور خوشحال شدم که دوباره اومدی!!
سلام ارشا جان
ممنون از اومدنت دوست خوبم .خوشحال شدم وقتی اسمت رو دیدم ...
ارشا جان چه سوالی پرسیده بودی راستش چیزی به خاطرم نیست !
یا شاید پیامت دریافت نکرده باشم !!!!
لطفا دوباره بپرس.
دوست خوبم ممنون که اومدی!!!!
وای ببخش دوستم
من خیلی وقت بود یک مشکلی واسم پیش اومده بود این شد که اصلا نشد بیام اینترنت
خیلی ممنونم که به من سر می زدی
از متن زیبات هم لذت بردم
خواهش می کنم.
حتماً دوباره میام پیشت.
سلاممم ارشا جان...
خوبی؟
کجایی؟
نیستی؟
آپم...
دوتس داشتی بیا
همینجا هستم!!!
متظرم باش میام پیشت!!