
حروف
و اعداد در فرهنگ یهود از دیرباز به عنوان کلیدی در راستای دستیابی به
قوانین الهی (توراه) و پی بردن به اسرار آفرینش و نظام آن به کار گرفته
شده است. ملل دیگر نیز طی قرون متمادی با بهره جستن از این علم و پیروی
از اصول مندرجه در کتب قبالا به ویژه «زوُهَر» توانستهاند گامهای
بلند و مثبتی در جهت حفظ بقا و غنیسازی فرهنگ و تمدن خویش بردارند.
در گذشته هندوهای باستان، مصریها و کلدانیان همانند عبرانیها
(یهودیان) از استادان این علم به شمار میآمدند. آنان به کم و کیف رموز
مخفی اعداد، چگونگی کاربرد و ارتباط دادن آن به زندگی خویش در ابعاد
مختلف، کاملا واقف بودند. آنان توانستند با استفاده از حروف ابجد و
تطابق آن با ارزشهای عددی که مشتمل بر مبنای ریاضیات به ویژه ارقام (1
الی 9) میباشد، پایه اصلی محاسبات خود را بنا گذارند و به اهداف خود
دست یابند.
ناگفته نماند، ترتیب حروف ابجد یا ابوجد همان ترتیب حروف عبری آرامی
است که در دوران باستان در خط فنیقی، سریانی و آرامی وجود داشته است.
بعدها اعراب حروف ابجد فعلی را که آلِف بِت عبری میباشد اقتباس و
جایگزین نمودند.
قبالیستها بر این باورند اعداد همانند بروج صور فلکی دارای خصوصیات
تأثیرگذار و انرژیهای ویژهای میباشند و قادر مطلق از آن جهت آنها را
خلق نموده است تا وسیلهای باشند برای ارتباط خودش و مخلوقاتش به ویژه
انسانها تا بدین وسیله بشر بتواند طبق ضوابطی معین و از پیش تعیین شده
در راستای رسیدن به حد کمال در طی مسیر زندگی و در جهت بهتر ساختن آن،
نیز اصلاح اعمال خویش، تزکیه نفس و یا به عبارتی ترک عادتهای زشت و
شهوات و تسلط بر نفس اماره توفیق یابد. مهمتر آن که برای کسب آرامش در
این دنیا و طلب آمرزش در آخرت از خاصیتهای نهفته در کلمات الهی
(توراه) برای رسیدن به مقصد نهائی که همانا تکامل میباشد، بهره جویند.
ادامه مطلب ...