پوریم

آن زمان که آدم خلق شد هرگز در این فکر نبود,روزی خواهد آمد که باید زمین را ترک گوید

پوریم

آن زمان که آدم خلق شد هرگز در این فکر نبود,روزی خواهد آمد که باید زمین را ترک گوید

אמון باور(یادداشت شصت و نهم)


 به عاشق داده ای انگیزه دوست داشتن
به معشوق میدهی اندیشه ناز داشتن
یکی را می دهی امروز نقش صید بودن
همانا، دیروز ماهرترین صیاد بودن
یکی را خلق کرده ای چون بره ی
آسوده خفته میان گله ی
یکی دیگر در کمین آن بَرِه
بگیرد روزی همچون گرگی از گَلِه
یکی را شبی در پی عیاشی و نوش
همانا در یک سپیده در ماتم و سوگ
یکی را عمری در حسرت فرزند داشتن
دیگری مستعسل از بی شمار فرزند داشتن
یکی خود فروشد در قبال آوردن نان
دیگری آدم فروشد بدور از هر باور داشتن
یکی را می دهی واژه سلطان بودن
دیگری خوار و ذلیل، دردمند یا در بند بودن 

 
תמריץ להיות מאוהב באהבה
רעיון חמוד לתת לאהובה שלך
יום אחד שייתפס
ואכן, אתמול להיות הצייד המיומן ביותר
אני זה שיצר את
לישון בנוחות בין בני עדה
מארב נוסף בשה
האם יום אחד כמו עדר זאבים
לילה אחד בהתהוללות ושתייה
הנני השחר של אבל ושכול
הבאת ילד לעולם היא אחד מהכמיהה של החיים
מספר עצום ילדים האחרים שיש
אחת מלחמו למכור עבור
עוד אחד מוכר את כל אמונה
האם דבריו של המלך
להשפיל ולדכא אחרים, סבל או לכלא

 

חייו של נביא דוד زندگانی حضرت داوود (یاداشت شصت و هشتم)

 

 

 

 حضرت داوود کوچکترین پسر "ییشای" از سبط یهودا بود که در منطقه افرات در شهر بت لحم زندگی می کردند. بنابر آنچه در کتاب مقدس آمده، حضرت داوود از اولاد "روت موآوی" ، همسر "بوعز" بوده است و 40 سال بر بنی اسرائیل سطنت کرد(876 تا 836 قبل از میلاد) از چهل سال پادشاهی ، هفت سال و 6 ماه آن ، حکومت بر یهودا در حبرون بود و 33 سال بر کل اسرائیل و یهودا در اورشلیم (شموئل 5: 4-5) .
حضرت داوود در دوره حکومت شائول (اولین پادشاه بنی اسرائیل) به دربار او راه یافت . در جلد اول کتاب سموئیل (شموئل فصل 16) می خوانیم که به دو علت حضرت داوود نزد شائول پادشاه ارزش یافت . "یکی از خادمین در جواب وی گفت اینک پسر ییشای بت لحمی را دیدم که به نواختن ، ماهر و صاحب شجاعت و مرد جنگ آزموده و فصیح زبان و نیک منظر است و خداوند با وی می باشد" در فصل 17 همان کتاب می خوانیم که شائول پادشاه داوود را با کلاه، زره و شمشیر خود مسلح نمود ولیکن داوود نتوانست با آنها راه برود زیرا با آن وسایل عادت نکرده بود. داوود به شائول گفت ب این سلاح ها نمی توانم بروم زیرا در استعمال آنها مهارت ندارم. پس از آن چون حضرت داوود توانست با گلیات بجنگد، نظر شائول را به خود جلب کرد و نیز نظر به این که او در جنگ با کفار موفقیتی به دست آورد، مورد لطف پادشاه واقع شد و داماد وی شد.علاوه بر این ، او با یوناتان پسر شائول دوست صمیمی بود. شائول به داوود مشکوک می شود و تصور می کند که او در این فکر است که سلطنت را از جانشینانش برباید. هنگامی که داوود می فهمد که شائول قصد کشتنش را دارد از او می گریزد . در این زمان بود که چهارصد نفر از اشخاصی که در تنگنا بودند و زندگی تلخی داشتند گرد او جمع شدند. 

 

בנו הצעיר, הדוד, " האלילים של שבט יהודה, שהיה בעיר בית הלחם חי. אז מה יש בתנ"ך, צאצאו של נביא הדוד, אישה "רות "בועז" כבר 40 שנים שישראל (876-836 לפנה"ס) על התקופה של 40 שנים, שבע שנים ושישה חודשים, לשלוט על יהודה בחברון, ועל כל ישראל ויהודה בירושלים במשך 33 שנים ( 5: 4-5).במהלך נביא דוד השאול (המלך הראשון של ישראל), בית המשפט מצא אותו. בכרך הראשון של סמואל (פרק 16) אנחנו קוראים כי נביא דוד אל שאול המלך שווה משתי סיבות.דוד המלך, קסדה, חרב, שריון והצטייד איתם, אבל דוד לא יכל ללכת, כי המכשירים לא היו בשימוש. שאול אמר לדוד, (ב) השימוש בכלי נשק אלה לא יכול ללכת כי אין להם כישורים.יונן הבן של השאול היה חבר קרוב. שאול הדוד הוא חשוד וחושב שהוא חשב ששלטונו של יורשיו, לגנוב. כאשר הדוד הבין שהשאול הולך בורח . זה היה בשלב זה כי ארבעה אנשים שהיו בעת צרה והכאב של חיים שהתקבצו סביבו. 

ادامه مطلب ...