تو مثل اکسیر حیات، چشمه پاک و زلال
چون بادهای از مِیِ ناب، شهدی مستانه وار
پر از شور و نشاط، روحی بلند، دنیایی از عشوه و ناز
شکفتن یک حیات، احساسی لطیف، متین و با وقار، همیشه بهار
تو همان آفتابی، مهتابی، زیباتر از سهیل صبحگاهی
گرمی بخش لحظههایی، نه غریبی، نه آشنایی
تو نهایت یک شکوهی، عزیزی، مثل یک رویاء، دلپذیری
موجی از مهر و وفایی، هوای مملو از صفایی
تو همان واژة عشقی، نوری، جرقة امیدی
تو یک صنمی، قشنگ تر از یاسمنی
אני אוהב את סם החיים, מזרקות נקי וצלול
בגלל הרוח העצום, כמו שיכור
מלאת חיוניות, רוח למעלה, בעולם חמוד של גנדרנות
פרץ חיים, מרגיש עדין, שקט ומעורר כבוד, תמיד באביב
אתה השמש, הירח, בוקר יפה של
רגעים של חום, לא מוזר, אבל מוכר
סוף סוף אתה שופעת, יקירתי, כמו ", נעימה
גל של אהבה והבטחות, מלאת אוויר צלול
אני אוהב את האור, המילה, מקווה
לך, יסמין יותר יפה
در چشمانم تنهایی ام را پنهان می کنم
در دلم دل تنگی ام را
در سکوتم حرف های ناگفته ام را
در لبخندم غصه هایم را
دل من چه خردسال است ساده مینگرد
ساده می خندد و ساده می پوشد
دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است
ساده می افتد
ساده می کند
ساده می میرد
אני מתחבא בעיני עצמי
אני באפלולית
ב Skvtm המילים שבשתיקה שלי
לחייך לצערי
מה הילד שלי נראה פשוט
צוחק לובש פשוט רגיל
אני צאצא של קירות הטיט
פשוט נופל
פשוט
פשוט מת