آفرینش جهان هستی
آفرینش را چو او آغــاز کرد طی شش روز، این جهان را ساز کرد
خلقتش در روز اول این چنین کهــکـشانها ، آسـمانــها و زمین
غرش طوفان، فرای سطح آب این جهان، ظلمانی و هم چون حباب
امـر فرمود او که نور آید پدید شد هویــدا نــور و ظلـمت ناپدید
روزروشن گشت چون شب تیره بود هر سپیــدی بر سیــاهی چیره بود
....
شد ششم روز و جهان هم چون بهشت ایزد دانا ز خاک انسان سرشت
روح خود را بر تن و جانش دمید آدمش نامید و او را برگزید
در آغاز جهان، قبل از استواری آسمانها و غرش رعدها
قبل از نور و بهشت و زیبایی گل ها
قبل از قدرت زلزله و دسته ی فرشته ها
قبل از بلندای ابرها و کوه ها قبل از شیطان و نیکو کارها
همه چیز را دانستم از هیچ همه را از خود آفریدم
همچنان آخرت نیز فقط از من
و نه دیگری فرا خواهد رسید